
حکایــــــــــــــــت تاجر بخشنده و مرد بدهکار شخصی را قرض بسیار آمده بود. تاجری کریم را در بازار به او نشان دادند که احسان می کند. آن شخص، تاجر سخاوتمند را در بازار یافت و دید که به معامله مشغول است و بر سر ریالی چانه می زند، آن صحنه را دید پشیمان شد و بازگشت. تو را که این همه گفت وگوی است بر دَرمی، چگونه از تو توقع کند کَس کَرمی؟ تاجر چشمش به او افتاد و فهمید که برای حاجت کاری آمده است پس به دنبال او رفت و گفت با من کاری داشتی؟ شخص گفت: برای هر چه آمده بودم بیفایده بود. تاجر فهمید که ...
ادامه مطلب
سلام دوستان عزیزم امیدوارم حالتون خوب باشه سال نوِ همگی هم مبارک امیدوارم سال خوبی باشه براتون خب دوستان متاسفانه سعید یسری کار داره و سرش نسبتا شلوغه و نمیتونه زیاد به وب سر بزنه پس از...
ادامه مطلب
سال ها گذشت ... ☜ فهمیدم همیشه اونى که میخواى نمیشه...! ☜ فهمیدم هرکسى که باهاته الزاماً "دوستت" نیست! ☜ فهمیدم کسى که توو نگاه اول ازش بدت میاد یه روزى میشه صمیمى ترین دوستت و بلعکس... ! ☜ فهمیدم که بى تفاوتى بزرگ ترین انتقامه... ☜ تنفر یه نوع عشقه ... ☜ دلخورى و ناراحتى از میزان اهمیته...! ☜ غرور بزرگ ترین دشمنه... ☜ خدا بهترین دوسته ... ☜ خانواده بزرگ ترین شانسه ... ☜ سلامتى بالاترین ثروته... ☜ آسایش بهترین نعمته ... ☜ فهمیدم" رفتن" همیشه از روى نفرت نیست ... ☜ هرکى زبونش نرمه دلش گرم نیست... ☜ هرکى اخلاقش تنده،جنسش سخت نیست! ☜ هرکى میخنده، بدون درد و غم نیست! ☜ ظاهر دلیلى بر باطن نیست... ☜ فهمیدم کسى موظف به آروم کردنت نیست... ☜ فهمیدم جنگ کردن با خیلیا اشتباهه محضه... ☜ فهمیدم خیلى موق...
ادامه مطلب
از دیوانه پرسیدن:چه کسی را بیشتر دوس داری؟ گفت:عشقم گفتن عشقت کیه؟ گفت عشق ندارم که!!.. خندیدن و گفتن:برای عشقت چیکار میکنی؟ گفت:تنهاش نمیذارم،میپرستمش،بی وفایی نمیکنم،باهاش مهربونم،فداکاری میکنم،نگرانشم،غم خوارشم،.... گفتن:اگر دوستت نداشت؟ اگر تنهات گذاشت؟اگه نامردی کرد چی؟ اشک تو چشماش حلقه زد و گفت: اگر این طور نمیشد که دیوانه نمیشدم!!!!...
ادامه مطلب
ای کودک ... کفش هایم را نپوش!! تلاش تو برای بزرگ شدنت غمگینم میکند... کودک بمان،کوچک بمان... من در بزرگ شدنم دردهایی دیدم که کوچک کرد،بزرگ شدنم را.....
ادامه مطلب